نجم الدين ابو الرجاء قمى

138

تاريخ الوزراء ( فارسى )

از گل است ، و سياه‌دل‌تر از لاله ، چون سوسن سنان دارد ، و چون بيد خنجر . مجد الدوله را رأى نبود ، مرتب كارها ، مادر او سيده بود . چون مادرش درگذشت ، به هيچ نيامد . چون درازگوش گازر شد كه چون گرسنه شود ، آب خورد . و سيده مادر مجد الدوله دختر اسفهبد شروين بن المرزبان بود . مازندران بالمرة و دامغان و بسطام تا حدود گرگان در دست اعقاب اوست ، از خاندان ملك عجم‌اند ، از ( 121 ر ) فرزندان كيوس بن قباد برادر كسرى نوشروان . جاولى جاندار را چون فتحى چنان ، به معاضدت او برآمد ، توقع بود كه در همهء كارها رجوع با وى باشد ، و در كوهستان و عراق ، افطاعى به نام او مقرر كنند . اين معنى را هيچ اثر نبود . در معظمات امور بىمشاورت او استبداد نمودند ، و ياد نياوردند ، كه به يمن قدوم قدم او كار دولت مستقيم شد . قلة المبالاة با دانش او نبود . امير عباس را ، بعد از آن‌كه چون فلك سرگردان بود ، به خدمت آوردند . دخول الشعرى برفت ، و سلطان جهت مصلحت وقت اغضاء فرمود ، اما آن اغضاء بر خاشاكى تمام بود . امير حاجب تتار با امير جاولى ، برمكان ، هر دو بندهء سلطان طغرل بودند ، ايشان را بر يك سكه نقش اقبال كرده بودند . چون امير جاولى اين شكل بديد ، امير حاجب تتار را به فارس فرستاد ، پيش اتابك بوزابه ، و به مخالفت سلطان مسعود ، امير جاولى در همهء كارها خويشتن ( 121 پ ) را چون حلقه‌اى پردر ديد ، كه اگرچه در گوش بود ، بر در بود . زين الدين ابو المظفر ، پسر سيدى زنگانى مستوفى امير جاولى بود . پندارى او را جهت فضل آفريده بودند ، و فضل را از براى او . در اين حال قصيده‌اى گفت ، اين بيتها كه ياد كرده مىآيد ، از